آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

چه ميگذرد بر ما

1391/10/11 1:27
نویسنده : شهرزاد
357 بازدید
اشتراک گذاری

چهارشنبه هفته گذشته يه ارزيابي با خانم سلوکي داشتيم که کلا چيزايي که منم ميدونستم گفت و خبري از چيز جديدي نبود

و تو دقيقا تو اون روز که 6 دي بود 19 ماهه شدي گل من

بميرم برات مادري

اين روزا خيلي تو فاز خوبي نبودم

اما با تمام وجود سعي کردم به خودم روحيه بدم

خيلي سخته تمام زندگيت که بچه ات هست بعد 19 ماه از زندگي نتونه راه بره

حرف بزنه

بازي کنه

بهت بفهمونه چي ميخواد

و کلي ارزوهايي که دوست داري خيلي زود بهش برسي و براي رسيدنش لحظه شماري ميکني ولي خبري نباشه

نميدونم چطوري بگم

چطوري بگم که اينقدر حس سنگيني تو سينه امه که گاهي وقتا واقعا احساس ميکنم الان حس خفگي بهم دست ميده و ميميرم

انگار يه سنگ بزرگ گذاشتن رو سينه ام

سعي ميکنم بازم بگم بخندم

اما داستان خنديدن من

خنديدني ست که از گريه غم انگيز تره

کلاساي دانشگاه تموم شد

از 25 دي امتحانات شروع ميشه

دلم به همينا خوش است و بس

و

آرزوي گذران هر چه سريعتر اين روزا

که بگم يادش بخير

يا نه

شايدم اصلا ياداوري نکنم

خيلي برام جالبه که بدونم بالاخره به کجا ختم خواهد شد

راستي خاله شبنم نويد راه رفتنت تا دو ماه ديگه رو داده

بعيد ميدونم

ولي

اميــــــــــــــــــــدوارم.

در ضمن از دوستان گلي که پيگير حال و اوضاع من هستن

صدف عزيز

سعيده گلم

شادي نازم

مهکامه گل

بسيار سپاسگزارم

آرزوي شادکامي و سلامتي براي خودشون خانواده هاشون رو دارم

.....................................

الهي به داده هايت شکر و به نداده هايت نيز شکر

اگر ناشکري کرده ام مرا ببخش

خدايا دوستت دارم.................

........................................................

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

سمانه مامان ستایش
11 دی 91 1:48
سلام مامان عزیز.مدتیه وب آنیتا جون رو میخونم،حتی اون چند وقتی که نبودید خیلی سعی کردم آدرستون رو پیدا کنم که نشد.حالا خوشحالم که دوباره هستید و مینویسید.
آنیتا جان فقط 5 روز از دخترم کوچکتره و این باعث شده نوشته هاتونو دنبال کنم.
نمیدونم دختر نازتون چه مشکلی داره،ولی از ته دلم همیشه دعا کردم که مشکلش برطرف بشه و دل شما شاد بشه.
از خدا میخوام که هرچه زودتر به آرزوهاتون که شاید برای مادرای دیگه ساده و پیش پا افتادست برسید و از لحظه هاتون با دخترکوچولوتون لذت ببرید





مرسي سمانه جان
جقدر زيبا نوشتي دوستم
برام دعا کن
چون ميدوني پس من چه حالي دارم ..........
خدا دختر گلتو برات حفظ کنه و عاقبت به خيريش رو ببيني
مامان تینا
11 دی 91 11:21
امیدوارم هرچه زودتر خبر راه رفتن آنیتا رو برامون بنویسی


مرسي گلم
لطف کردي نظر گذاشتي
صدف
12 دی 91 11:48
مستانه عزیزم مطمئن باش همه چیز به خوبی و خوشی ختم میشه . میدونم تو خیلی عذاب کشیدی و میکشی ولی بالاخره روزی میرسه که همه این غم و غصه ها تموم میشه و از ته دل با دل راضی خدارو شکر میکنی .
پروردگارم امیدمون رو ناامید نکن که تو همیشه بهترینی


مرسي صدف عزيزم
مریم
15 دی 91 11:52
سلام.
منم یه پسر دو سال و دو ماهه دارم.هنوز راه نیوفتاده. راه افتادن که هیچ هنوز خودش بلند نمیشه بشینه. باید بنشونیمش.
و فقط غلت میزنه.من دقیقا میفهمم چی میگی .برای پسر منم دعا کن. انشالا انیتای خوشگلم هم روز به روز بهتر میشه.


واي عزيزم
خيلي ناراحت شدم
الهي بميرم برات
تو ديگه چي ميکشي
شادي
18 دی 91 2:27
مستانه ، دوست خوب من محكم باش .
توكل كن به خدا .

خدا رو شكر انيتا پيشترفت هاي چشم گيري داشته .
ايشالله تا 2 ماه ديگه شاهد قدم هاي كوچولوش هستي .
ببوس روي ماهش رو


مرسي دوست گلم
از اينکه اينقدر به يادم هستيد
با ناراحتي هام ناراحت ميشيد
باخوشحالي هام خوشحال
واقعا ممنونم
اميدوارم عسيسم اميدوارم به زودي ببينم